دینادینا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

دینا جونم

آخر هفته با دینا

دینا جونم آخر هفته ها واسه خودش کلی برنامه داره. ناهارو که میره خونه مامان جونش(مامان مامانش) تا عصر اونجاست.شام هم خونه آنا جونشه(مامان باباش).راستی آنا جون جمعه ها دینا رو میبره حموم. این هفته جمعه کلی ازش عکس گرفتیم که برا دوستاش بذاریم. این عکسو خونه مامان جون گرفتیم دایی جونش داشت براش ویلون میزد دینا خوابش برد ما هم فرصتو غنیمت دیدیم و........... دینای هنرمند       عصر رفتیم خونه آنا دیدیم الینا یه اسب مشکی خریده آورده اونجا تا باهاش بازی کنه ما هم طبق معمول فرصتو غنیمت شمردیم و........ دینای سوارکار ...
30 دی 1390

واکسن 2 ماهگی

دیروز صبح مامانی مثل همیشه پوشکمو عوض کرد بهم شیر داد بعد لباسمو عوض کرد چند دقیقه بعد بابایی اومد ذوق کردم و براش خندیدم بعد 3 تایی اومدیم بیرون داشت برف می بارید. بابایی مارو یه جایی پیاده کرد و رفت تا ماشینشو پارک کنه.با مامانی از پله ها رفتیم بالا.یه خانمی قد و وزنمو اندازه گرفت و منم براش خندیدم.بعدش رفتیم یه اتاق دیگه.اونجا مامانی منو گذاشت بغل بابایی و رفت بیرون. دیگه نفهمیدم چی شد یهو پاهام بی حس شد واااااااااااااااااااای من جیغ کشیدمو گریه کردم تا اینکه مامانی اومد تو اتاق و بغلم کرد. نمیدونین چقد گریه کردم. مامانی عکسامو براتون میذاره. قد:٥٧ سانت وزن:٤٧٠٠ گرم     ...
22 دی 1390

معرفی دوستام

من دو تا دخترعمو دارم اسمشون اسرا و الینا ست که صمیمی ترین دوستای من هستن. اونا منو خیلی دوست دارن.من هم اونا رو دوست دارم. ولی اونا از خوراکی هاشون به من نمیدن.می گن تو که دندون نداری.منم از دستشون خیلی ناراحت می شم. مامانم هم میگه دینا جون تو بیا شیرتو بخور.وقتی بزرگ شدی واست خوراکی می خرم.ولی من که دیگه بزرگ شدم.الان دیگه دو ماهمه. باور نمی کنین پس عکسمو ببینید.   ...
15 دی 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دینا جونم می باشد